شغل پر درآمده💦P⁶

شریک جرم ستی💚 شریک جرم ستی💚 شریک جرم ستی💚 · 1402/5/12 10:46 · خواندن 1 دقیقه

 سلام سلام

× گمشو بیرون...

= ب..ببخشید

× گفتم گمشو بیرون

ماساژور رفت بیرون....

منم که چشمام پر از اشک بود... پسره اومد و بغلم کرد... سی*نه هامو چسبوند به خودش....

داشتم از خجالت آب میشدم ولی از یه طرف خوش آیند بود🤤

× بلند شو...

+ باشه...

× برو توی اون اتاق و کمی استراحت کن...

+ باشه.

رفتم توی اون اتاق و اون لباسای یه بار مصرف رو در آوردم ... و ل*خ*ت دراز کشیدم روی تخت و پتو رو انداختم روی خودم...

به پهلو دراز کشیدم.... داشت خوابم میبرد که حس کردم یه چیزی بین پاهامه.... بین پاهام چسبیده بود به ک*ص*م... 

عاح چه حس خوبی داشت!

یهو از جام بلند شدم و دیدم پسره پشت سرمه....

و بله ل*خ*ته...

حالا فهمیدم چی بین پا هام بود😐

+ اینجا چکار میکنی؟

× ببخشید که اینجا اتاق منه و این هم تخت منه ها....

+ اون آها

× بگیر دراز بکش...

+ باشه...

............

یو هاهاهاها این پارت هم تموم شد....